![]() |
![]() |
|
|
به دهكده ي آلاوا رسيد هميشه اسم آلاوا را زياد مي شنيد اما حالا كه آنجا را مي بينيد
مي فهمد كه تمام صحبت هايي كه درباره ي آن بوده صحت داشته است . برجهاي نگهباني با ارتفاع بسيار بالا و فاصله اي نزديك به هم ساخته شده و در هر كدام از اين ها تعداد زيادي سرباز كمان دار قرار دارند. و ورودي آلاوا با دروازه اي بزرگ بسته ای امنيت را در آلاوا افزايش داده است. ديويد تازه فهميد كه فاصله ي آن ها تا آلاوا بسيار زياد است به همين علت راه خود را كج كرد . هر چند زمان سفر طولاني مي شد ولي بهتر است از اینكه همنشين پيتر در زندان باشد . سربازان هر کسی را دور و بر آلاوا میدیند که در انجا زندگی نمی کند او را به زندان می انداختند خانمي با قد خميده و به نظر مي رسيد تازه شكنجه شده درب را باز كرد و ديويد را به از كدام دهكده اي ؟ ديويد كه فهميده بود او از آلاوا است جواب داد . . ادامه دارد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 6:36 توسط 13س |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام خسته نباشيد اميدوارم از داستان هام خوشتون بياد
راستي مي تونين براي ساختن وبلاگ به اولين سرويس وبلاگ نيشابور مراجعه كنيد (www.neylog) |
|
RSS
|