تبليغاتX
داستان

ديويد با صداي بلند فرياد زد : برايان...

ديويد و پيتر با هم گريه مي كردند كه جان آمد و دو نفر را از روي خاك بلند كرد كه در همين موقع پيرزني از داخل كلبه بيرون آمد و گفت : شما؟

ديويد گفت : ما يكي از دوستان برايان هستيم ، شما همسر ايشون يعني تري هستيد

- بله ، شما من رو از كجا مي شناسين؟

- برايان براي من از شما زياد گفته

در همين موقع چشم تري به پيتر افتاد و گفت: پيتر تويي؟

پيتر با حركت سر علامت مثبت داد...

تري به ديويد نگاه مي كرد و پس از چندي گفت : چهره ي شما براي من خيلي آشناست.

ديويد هم در جواب گفت :شما...شما...شما همان...

- بله درست است تو همان فردي هستي كه در راه بين آلاوا و سوماترا به كلبه ي من آمدي

- شما آنجا چه مي كرديد؟

- من در آن كلبه كارگري يك جنگجوي آلاوايي مي كردم تا مگر پولي بدست

بياورم تا بتوانم خرج مداواي برايان را بدهم

- براي چي شما كارگري يك جنگجوي آلاوايي را بكنيد ؟؟

- براي اينكه پول را به او بدهم  تا ديگر راه زيادي را براي رفتن به پايتخت صرف نكنم

ديويد گفت: واي

تري هم در جواب گفت: من از شما نپرسيدم به كجا مي رويد چون ديدم پول زيادي به همراه خود داريد گفتم شايد لازمتان است  حالا مي پرسم كجا مي خواستيد برويد؟

- من مي خواستم به پايتخت بروم

دو نفر با هم به گريه افتادند

خب چرا ازمن سؤال نكرديد به كجا مي روم ؟ تامن به شما آن پول را مي دادم و برايان زنده مي ماند در اين حال جان به ديويد گفت : حالا كه اين اتفاق افتاده بايد گروهي از مردم را جمع كنيم تا براي

.

.

.

.

.

 

ادامه دارد

با تشكر،13س

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 14:27  توسط 13س | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام خسته نباشيد اميدوارم از داستان هام خوشتون بياد

راستي مي تونين براي ساختن وبلاگ به اولين سرويس وبلاگ نيشابور مراجعه كنيد
(www.neylog)

نوشته های پیشین
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
پیوندها
دانلود رپ
اشك(شعر)
اخراجي هاي سمپاد(شهيد بهشتي نيشابور)
كلبه ي تنهايي
طب اسلامي
2 در باز
فرشتگاني از جنس تيزهوشان (فرزانگان نيشابور)
آشوبگران سمپاد (شهيد بهشتي نيشابور)
Silver Sun
يك حرف از هزاران
سلطان قلبها
عكس
يك پيرو از جنس احساس
آروين
كارواني از اشعار
تنها
دنياي عشق
نيمه ي پر ليوان (كورش)
من
فصل زرد
آه دل
خط رو خط = اتصال كوتاه
همه چي مو ميدم تا همه چي شو بگيرم
من اينجا بس دلم تنگ است
پسرك تنها
عروس دريا
شهر جاوا
خاطرات يك تنها
جوونه زدنت مبارك
اتوبوس آبي
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM