تبليغاتX
داستان

در حالي كه ديويد تنش شروع به لرزش مي كرد سرباز نگهبان به سمت او آمد

با صداي باز كردن قفل زندان تمام موهاي بدن ديويد سيخ شد . و هر طور بود به سمت اتاق بازجويي رفت.

باز هم آن فرد وحشتناك وارد اتاق شد اما اين دفعه نه سربازي به دنبال او بود و نه چوبي در دستش... ديويد مي دانست كه اگر براي بار دوم بخواهد دروغ بگويد سرنوشتش چه مي شود . به همين خاطر تمام اتفاقات را با حالتي كه سرش پايين بود براي سرباز شرح داد. صحبت ها به پايان رسيده بود .

بعد از ثانيه اي سكوت سرش را بالا آورد  ديد كه آن فرد بزرگ هيكل شروع به

گريه كردن مي كند ديويد گفت:مي توانم بپرسم چه شده؟

جوابي نيامد  براي بار دوم اين سؤال را پرسيد...

كه صدايي گريان گفت : مي داني، مي داني پيتر عشق منه؟جون منه؟و من به اون مديونم؟

ديويد گفت:آخه...

- ساكت.

من كه به دنيا اومدم چون فرزند اول بودم

- فرزند اول كي ؟ داري از چي صحبت مي كني؟

- من پسر اول ريش سفيد هستم

- نه ... ديگه نه

يه روز خونه ي يكي از دوستانم بودم او مي خواست آزمايشي را انجام بدهد كه

نياز به الكل و كمي نمك و چيز هاي ديگر بود اما توانايي خريد اين ها را نداشت

به همين خاطر من  چون فرزند اول بود م هر دستوري كه مي دادم مانند همان دستور ريش سفيد بود و من گفتم كه تمام چيز هايي كه دوستم لازم داشت را آماده كنند و اين كار انجام شد .

آزمايش داشت شروع مي شد كمي الكل روي پارچه ويك سيخ كبريت براي روشن كردن آن... دوستم آتش را روشن كرد و پارچه در يك لحظه آتش گرفت

و در همين حال دست دوستم روي پارچه بود و او پارچه را به روي زميت انداخت و...

.

.

.

.

 

ادامه دارد

با تشكر،13س

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 20:2  توسط 13س | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام خسته نباشيد اميدوارم از داستان هام خوشتون بياد

راستي مي تونين براي ساختن وبلاگ به اولين سرويس وبلاگ نيشابور مراجعه كنيد
(www.neylog)

نوشته های پیشین
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
پیوندها
دانلود رپ
اشك(شعر)
اخراجي هاي سمپاد(شهيد بهشتي نيشابور)
كلبه ي تنهايي
طب اسلامي
2 در باز
فرشتگاني از جنس تيزهوشان (فرزانگان نيشابور)
آشوبگران سمپاد (شهيد بهشتي نيشابور)
Silver Sun
يك حرف از هزاران
سلطان قلبها
عكس
يك پيرو از جنس احساس
آروين
كارواني از اشعار
تنها
دنياي عشق
نيمه ي پر ليوان (كورش)
من
فصل زرد
آه دل
خط رو خط = اتصال كوتاه
همه چي مو ميدم تا همه چي شو بگيرم
من اينجا بس دلم تنگ است
پسرك تنها
عروس دريا
شهر جاوا
خاطرات يك تنها
جوونه زدنت مبارك
اتوبوس آبي
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM